تبلیغات
متن ترانه های کریس دی برگ،از نگاهی دیگر - آسمان تنهایی lonely sky

آسمان تنهایی lonely sky

جمعه 13 شهریور 1388 04:19 ب.ظ

نویسنده : فری من
ارسال شده در: متن و تفسیر لیریک ،

The cold North wind they call"La Bise"
Is swirling round about my knees,
Trees are crying leaves into the river;

I'm huddled in this french cafe
I never thought I'd see the day,
When winter's here and summer's really over,

Even the birds have packed up and gone,
They're flying south with their song,
And my love, she too has gone, she had to fly,

Take care, it's such a lonely sky,
They'll trap your wings my love and hold your flight,
They'll build a cage and steal your only sky,
Fly away, fly to me, fly when the wind is high,
I'm sailing beside you in your lonely sky...

The old cathedral lights are low,
She and I we'd often go there,
To admire and sometimes kneel in prayer;

Lords and Ladies lie in stone,
Hand in hand from long ago,
And though their hands are cold they'll love forever,

Even the choir rehearses those songs
For Christmas is not long,
And alone, I sing my song, she had to fly,

Out there, it's such a lonely sky,
They'll trap your wings my love and hold your flight,
They'll build a cage and steal your only sky,
Fly away, fly to me, fly when the wind is high,
I'm sailing beside you in your lonely sky...
Fly away fly to me, and if you need my love,
I'm sailing beside you in your lonely sky...
I'll come in with the dawn,
I'm sailing beside you in your lonely sky...
On the wings of the morn,
I'm sailing beside you in your lonely sky...
Above the world we'll be flying,
I'm sailing beside you in your lonely sky...
این هم از متن آهنگ بسیار زیبا و رمانتیک "آسمان تنهایی".این اثر،می شه گفت اولین آهنگ عاشقانه مشهور کریس دی برگ و از قدیمی ترین اوناست که در آلبوم spanish train در سال 1975 انتشار پیدا کرد.
کریس دی برگ در کنسرت مشهور خود در 1990 در دوبلین هم این اثر رو به صورت سولو و بسیار زیبا با پیانو اجرا کرده که حتما ازتون می خوام اون ویدئو رو ببینین.
از ویژگی های دیگه این اثر،می شه به موسیقی متن اون اشاره کرد که خیلی زیبا و دل انگیزه.حتما در تاپیک های بعدی این آهنگو واسه دانلود می ذارم.
کریس دی برگ این اثر رو در سال 2007 با همکاری یک خواننده زن،به زبان فرانسوی،بازخوانی کرد.
ترجمه اثر:
...باد سرد شمالی که اسمش "la bise"هست،در اطراف پاهام،در حال گردش و وزیدنه.درختان چنان که گویی گریه می کنند،برگ های خود را به رود خانه می ریزند...
واقعا تعبیر جالبی بود،استفاده از ارایه ادبی تشبیه،که کریس در آهنگاش استفاده می کنه،زیبایی اثر رو دو چندان می کنه.
... من با حالت روحی به هم ریخته،در یک کافه فرانسوی نشته ام،و هیچ وقت فکر نمی کردم که آن روز را دیده ام،زمانی که زمستان اینجاست و حقیقتا تابستان رفته...
خوب،اینجای شعر،حالت نمادین داره،تابستان نماینده خوشی ها و گرمی عشق،و زمستان نماینده ناراحتی ها و سرد شدن روابطه
...حتی پرندگان هم کوله بار خود را جمع کرده اند و در حال رفتن هستند،آنها به سمت جنوب می روند،در حالی که نغمه سر می دهند،و عشق من،او هم رفتنی است،او هم باید پرواز کند...
این جور تعبیرات زیبا،مختص کارای کریس دی برگه،شاعر عشق خودش رو به پرندگانی که در حال کوچ هستند تشبیه می کنه،پرندگانی که همیشه آزاد هستند و سرمست نغمه سرایی.
...مواظب خودت باش!اینجا آسمان تنهایی است، آن ها بالهای تو را در دام می اندازند،ای عشق من،و جلوی پروازت را می گیرند،آنان قفسی می سازند و تنها آسمانت را از تو می دزدند،
پرواز کن،به سوی من پرواز کن،زمانی که باد در اوج است(هوای طوفانی)پرواز کن،من همراه تو در می نوردم،در آسمان تنهایی تو...
شاعر اینجا می گه که تنها رفتن،تنها سفر کردن،تنها بودن همیشه باعث گرفتاری و زندانی شدنه،گرچه ممکنه خیلی راحت و بدون دردسر باشه،به اصطلاح طوفانی نباشه،اما در نهایت اسارت رو در بر داره،اما عشق،اما همدلی،اما در کنار هم بودن،
هر چند طوفانی باشه،هر چند سختی های زیادی داشته باشه،اما اسارت نداره.
...چراغ های کلیسای قدیمی،کم سو هستند.او و من،گاهی به آنجا می رویم.برای آمرزش خواستن و گاهی برای دعا زانو می زنیم.
پادشاهان و همسران آنان در قبرهای سنگیشان آرمیده اند،دست به دست،از خیلی وقت پیش،و با وجود اینکه دستهایشان سرد است،عشقشان جاویدانه...
شاعر در اینجا اشاره می کنه که عشق حقیقی،هیچ گاه نمی میره،حتی اگه انسان ها بمیرن،حتی اگه به سنگ سرد تبدیل بشن،اما عشق...عشق نمی میره.
...حتی سرود خوانان هم این نغمه را زمزمه می کنند،برای کریسمس،که نزدیکه،و تنها،من این آواز را سر می دهم،او باید پرواز کنه
بیرون از اینجا،آسمان تنهاییه،آنها بالهای تو را به دام می اندازند و از پرواز باز می دارند،آنان قفسی می سازند و تنها آسمانت را از تو می دزدند
پرواز کن،به سوی من پرواز کن،زمانی که باد در اوج خود است،من همراه تو در خواهم نوردید،در آسمان تنهاییت.
من خواهم آمد،با نور سحرگاهی...و با تو در می نوردم،در آسمان تنهاییت
بر فراز بال ها صبحدم...و با تو در می نوردم،در آسمان تنهاییت
بر فراز دنیا،ما پرواز خواهیم کرد...و با تو در می نوردم،در آسمان تنهاییت....
امیدوارم که خوشتون اومده باشه
با نظراتون،وبلاگو قشنگتر کنین.
پیروز و بهروز باشین.feryyman




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -