تبلیغات
متن ترانه های کریس دی برگ،از نگاهی دیگر - در چشمان پدرمin my father's eyes

در چشمان پدرمin my father's eyes

یکشنبه 15 شهریور 1388 11:36 ق.ظ

نویسنده : فری من
ارسال شده در: متن و تفسیر لیریک ،
I have seen it,I have seen it in my father's eyes
I have heard it,I have heard it in my father's voice;
It's been a hard life,a hard fight;
and all of the things that he wanted are in his hand
but silver would not betray what's written in the sand.
and a wall will not keep his people from the promised land;
and I will never believe that the same thing could happen to me,
and I will never believe I'll give up on the dreams that I see
in my father's eyes,my father's eyes...
I will go now,I will go now to my father's house,
I will show him,I will show him that I'm strong enough,
and there's a bright light,a great light that's shining around him
for now he has found a son,
who will give to the world the work he has begun,who will open the door
to reveal the chosen one;
and I will never believe that the same thing could happen to me,
and I will never believe I'll give up on the dreams that I see
in my father's eyes,my father's eyes...
این هم از متن آهنگ "در چشمان پدرم" که تراژدی غم انگیز زندگی فلسطینیان در سرزمین غصب شده شان را نشان می دهد.کریس دی برگ سعی می کنه در این آهنگ جملات رو از زبان یک جوان فلسطینی بیان کنه که
پدر خودش رو قهرمان ایستادگی در زندگی می دونه.این جوان فلسطینی همه زندگی رو در نگاه به چشمان پدرش و نگاه معنا دار او خلاصه می کنه.
و در نهایت پدر،از اینکه فرزندی از خودش به جا گذاشته که راه او رو ادامه خواهد،راه آزادی رو،خوشحاله.
کریس دی برگ این آهنگ رو در سال 2006 در آلبوم مرد قصه گو منتشر کرده.موزیک ویدئو این اثر که یک آهنگ انگلیسی-عربی،با همکاری "هانی حسین"-خواننده مشهور مصری-اجرا شده.
ترجمه اثر:
...من آن را دیده ام،من آن را در چشمان پدرم دیده ام.
من آن را شنیده ام،آن را از گفته های پدرم شنیده ام،
که زندگی بسیار سختی در انتظارم است،این زندگی چون نبردی سخت است
و پدرم،هر آنچه که می خواست در دست دارد.ولی سرزمین نقره فام ما،آن چه را که بر شنزار نوشته شده،تسلیم دشمن نخواهد کرد
و دیوار کشی ها و مشکلات،مردم سرزمین پدرم را از دستیابی به سرزمین موعودشان(فلسطین) باز نمی ایستاند
و من باور نخواهم کرد که روزی همه این اتفاقات می تواند برای من رخ دهد.
و من باور نخواهم کرد که مجبور به منصرف شدن از رویاهایی که در چشمان پدرم دیده ام خواهم شد.چشمان پدرم...
هم اکنون می روم،هم اکنون به خانه پدرم می روم.
به او نشان خواهم داد،به او نشان خواهم داد که به اندازه کافی،قوی هستم
و اینجا نوری فروزنده است،نوری بزرگ،که در اطراف او می درخشد
چون که اکنون،او پسرش را دارد.
کسی که کارهای ناتمامی که او آغاز کرده را به انجام می رساند،کسی که دری را می گشاید تا به همه آن چیزی را که انتخاب کرده و آن آزادی است،نشان دهد
و من باور نخواهم کرد که روزی همه این اتفاقات می تواند برای من رخ دهد.
و من باور نخواهم کرد که مجبور به منصرف شدن از رویاهایی که در چشمان پدرم دیده ام خواهم شد.چشمان پدرم......
به امید اینکه روزی در خاورمیانه و در کشور فلسطین،صلح واقعی برقرار بشه و فلسطینیان به حق آزادی خودشون برسن.ferryman



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -