تبلیغات
متن ترانه های کریس دی برگ،از نگاهی دیگر - پرده های سبزرنگ اطلسیsatin green shutters

پرده های سبزرنگ اطلسیsatin green shutters

پنجشنبه 19 شهریور 1388 06:58 ب.ظ

نویسنده : فری من
ارسال شده در: متن و تفسیر لیریک ،

Where your love is, put your heart,guard these moments well,
Where your dreams are,put your hopes,
You know they will not fail you,
When the sun rises in the morning,you will wake up,
And find her yawning,
When the wind blows strong and cold,
she'll be with you untill you grow old,
Where your love is, put your heart,
Oh what would you do, if your dreams came true?

I would build a lovely house with satin green shutters,
It would be lovely,
The most lovely house in the world...
And I would sing a lovely song with you in my mind,
And you in my eyes,
The most lovely song in the world...
I would write it down on the wall, just for you, just for you;
And I would hold you in my arms for the rest of my days.

When you're sad and feeling low,
You're on your own with nowhere to go,
Make beleive that she is gone,
Play your guitar and write a song for her,
Write down the words about how you cried,
When you woke up weeping,
'Cos you thought that she had died,and you heard her breathing,
Through your pain and you hold her close and cried all over again;
Where your love is, put your heart,oh what would you do,
If your dreams came true?

And inside my lovely house with satin green shutters,
There would be children
The most lovely children in the world,
And even when the skies are gray,we would be happy,
For we have love,
The most lovely love in the world
I would write it down on the wind, just for you, just for you,
And I would hold you in my arms for the rest of my days.
این هم از متن ترانه آهنگ خاطره انگیز و رمانتیک "پرده های سبزرنگ اطلسی".شنیدن این اثر رمانتیک کلاسیک رو به همه علاقه مندان موسیقی کریس دی برگ پیشنهاد می کنم.کریس این اثر خودش رو در سال 1974 در اولین آلبوم
خودش یعنی "far beyond these castle walls" منتشر کرده.درسته این آلبوم کریس دی برگ،با اقبال زیادی روبه رو نشد،اما بعضی اشعارش،مثل همین آهنگ سرشار از نکته های ادبیه.
ترجمه اثر:
...جایی که عشق قلبت را رهنمون می کند،از این لحظات به خوبی نگهداری کن
جایی که رویاهایت،آمال و آرزویت را رهنمون می کند،تو مطمئن باش که باعث شکستت نمی شوند
در زمان طلوع خورشید در صبح،از خواب بیدار خواهی شد،و او را در حالی که خمیازه می کشد می یابی
زمانی که باد بشدت وزیدن گرفته و هوا سرد است
او،همیشه در کنارت خواهد بود تا زمانی که پیر شوی
جایی که عشق قلبت را رهنمون می کند،اوه،اگر رویاهایت به حقیقت می پیوستند،چه کار می کردی؟
من یک خانه دوست داشتنی با پرده های سبزرنگ اطلسی خواهم ساخت
این خانه،خیلی دوست داشتنی خواهد بود
زیباترین خانه ای که در جهان بنا شده..
و من یک ترانه می سرایم،یک ترانه دوست داشتنی،با خاطراتی که از تو در ذهنم دارم،و نقش چهره ات در مقابل چشمانم
این ترانه،زیباترین ترانه ای در جهان خواهد بود که تا کنون سروده شده..
من این ترانه را روی دیوار حک خواهم کرد،فقط به خاطر تو،فقط به خاطر تو
و تو را تا ابد،تا هر روزی که در جهان خواهم بود،در میان بازوان خویش بغل خواهم کرد
زمانی که غمگین هستی و احساس خوبی نداری
و وقتی که توی خودت هستی و جایی رو برای رفتن نداری
و همواره در ذهنت مرور می کنی که او رفته است
شروع کن به نواختن گیتار و یک ترانه برای او بنویس
بنویس از اینکه گریه کردی
هنگامی که اشک ریزان از خواب بیدار شدی
"چون فکر می کردی او مرده است،و وقتی صدای نفسش را شنیدی،از درد و ناراحتی خارج شدی و او را محکم در آغوش گرفتی و باز گریستی"
جایی که عشق قلبت را رهنمون می کند،اوه،اگر رویاهایت به حقیقت می پیوست،چه کار می کردی؟
و در داخل خانه دوست داشتنی من،با پرده های سبز رنگ اطلسی،کودکانی خواهند بود
دوست داشتنی ترین کودکان روی زمین
و حتی اگر آسمان هایت کبود و خاکستری باشد،ما شاد و سرمست خواهیم بود
چون ما نعمت عشق رو داریم
زیباترین عشق روی زمین
و من این عشق را روی باد حک خواهم کرد،فقط به خاطر تو
و برای باقی عمرم،تا روزی که زنده هستم،تو را در بازوانم بغل خواهم کرد...
امیدوارم از این آهنگ کریس دی برگ،که سرشار از نکات ادبی و احساسیه،لذت برده باشین.
بعضی جملات این آهنگ،آنچنان در مدح عشق،تاثیر گذاره که اشک از چشما جاری می شه.
به خصوص عبارتی که اوج این متن هستش،یعنی جایی که عاشق،خواب مردن معشوقش رو می بینه و با حالت گریه از خواب پا می شه،و وقتی عشقش رو در کنارش می بینه،و صدای نفس پرحرارت اونو احساس می کنه،دیگه دردی نداره
و این بار از شدت شوق و علاقه اش شروع به گریه می کنه.
همیشه عاشق باشیم.ferryman




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 شهریور 1388 08:00 ب.ظ