تبلیغات
متن ترانه های کریس دی برگ،از نگاهی دیگر - جنایتکار Desperado

جنایتکار Desperado

دوشنبه 23 شهریور 1388 04:10 ب.ظ

نویسنده : فری من
ارسال شده در: متن و تفسیر لیریک ،

Desperado, why don´t you come to your senses?
You been out riding fences for so long now.
Oh, you´re a hard one,
But I know that you´ve got your reasons.
These things that are pleasing you
Can hurt you somehow.

Don´t you draw the quenn of diamonds, boy!
She´ll beat you, if she´s able.
You know the queen of hearts is always your best bet.
Now it seems to me some fine things
Have been laid upon your table,
But you only want the ones that you can´t get.

Desperado, ah, you ain´t getting no younger.
Your pain and your hunger, they´re driving you home.
Freedom, oh, fredoom,. That´s just some people talking
You´re a prisioner walking through this world all alone.

Don´t your feet get cold in the wintertime?
The sky won´t snow and the sun won´t shine.
It´s hard to tell the right-time from the day.
You´re losing all your highs and lows.
Ain´t it funny how the feeling goes away?

Desperado, why don´t you come to your senses?
Come down from your fences, and open the gate.
It may be raining, but therés a rainbow above you.
You better let somebody love you
You better let somebody love you
Before it´s too late.

این هم از متن آهنگ"جنایتکار"اثر کریس دی برگ.راستش این آهنگ هنوز خیلی برای من و مطمئنا خیلی از طرفداران کریس دی برگ ناشناخته است.
من تا حالا این آهنگ کریس رو نشنیدم!و حتی متن ترانش رو هم به زحمت از یک سایت اسپانیایی پیدا کردم
این آهنگ جزو اون عده از کارای کریس دی برگه که در هیچ آلبومی منتشر نشده و گیر آوردنش خیلی سخته
به هر حال اگه کسی این آهنگ رو داشت و یا سایتی رو بلد باشه که بشه به صورت online بهش گوش داد،بهمون اطلاع بده
به هر حال این اثر هم مثل کارای کریس عزیز مفهوم بسیار جالبی داره و اون توبه کردن از کارهای زشت و جنایتکاریه.
ترجمه اثر:
...جنایتکار،چرا به احساسات واقعی خود برنمی گردی؟
تو بر آن سوی حصار،در مسیر بد،مدت هاست که گام بر میداری
اوه،تو آدم خیلی سختی هستی
اما مطمئنم که برای انتخاب این مسیر،دلایل خودت رو داری
این چیزهایی که به ظاهر تو رو خوشحال و راضی می کنن
به هر حال می تونن باعث رنج و آسیب دیدنت بشن
پسر!خودت رو پادشاه گنجینه ها ترسیم نکن
و او به تو ضربه خواهد زد،البته اگه بتونه!
خودت هم می دونی!بزرگترین آرزو و خواستت اینه که محبوب قلب ها بشی
و اکنون من تصور می کنم که بعضی چیزای خوب در زیر میزت پنهان شدن و اونارو داری
اما تو،اون هایی رو می خوای که بهشون دسترسی نداری
جنایتکار،آه،تو دیگر نمی توانی به دوران جوانیت دست پیدا کنی
درد تو و اشتیاقت،تو رو به سوی خانه رهنمون می کنه
آه آزادی،آه آزادی،.این فقط یک عبارت عامیانه است
تو در تمامی مسیر زندگیت در این دنیا،تک و تنها،یک زندانی هستی
آیا در فصل زمستان،پاهایت سرد نمی شوند؟
زمانی که آسمان برفی نیست و خورشید نیز در آسمان نمی درخشد
خیلی سخته که موقعیت دقیق روز رو تعیین کنی
تو تمام تکبر ها و فروتنی هایت را از دست می دهی و می بازی
آیا مضحک نیست که احساسات چگونه از دست می روند؟
جنایتکار،چرا به احساسات واقعی خود بر نمی گردی؟
از حصاری که برای خودت ساختی،بیرون بیا و در یک زندگی جدید رو به روی خودت باز کن
شاید ابری و مه آلود باشه،اما همواره رنگین کمانی بر فراز سرت هست
بهتره اجازه بدی،یکی دوست داشته باشه
بهتره اجازه بدی،یکی دوست داشته باشه
قبل از اینکه خیلی دیر بشه...
بله،به نظر من متن این آهنگ یکی از شاهکارای کریس دی برگ هست.و پر است از مطالب آموزنده.کریس دی برگ در این آهنگ همه اونهایی رو که در مسیر نادرست
قدم بر می دارند،به راه و روش درست زندگی کردن تشویق می کنه.تشبیهات این شعر در نوع خود فوق العاده هستن و آشنایی و چیرگی کامل کریس رو بر ادبیات
نشون می دن.مثلا جایی که می گه،در مسیر حقیقت و درست زندگی کردن،ممکن مشکلات زیادی وجود داشته باشه،ممکنه بارانی و مه آلود به نظر برسه
اما...اما...همواره رنگین کمانی بر فراز آسمان بالای سرت هست،همیشه نور روشنایی حقیقت رهنمون مسیرته،همواره خدا در کنارته و به تو انگیزه ادامه راه رو می ده
و در آخر کریس دی برگ،باز قدرت عشق و اتحاد رو لازمه برگشت به راه مستقیم می دونه،نه الزاما عشق به یک همنوع یا جنس مخالف،بلکه در اشعار فلسفی کریس دی برگ
بالاترین معشوق ذات مقدس خدایی هستش.
کریس در این آهنگ گذری به کلمه "آزادی"زده،و یک پیام مهم رو به ما داده،آزادی نباید صرفا یک واژه عام تعبیر بشه و شما به بهانه آزادی دست به جنایات یا کارهای ناشایست بزنین
بلکه مفهوم آزادی چیز متفاوتیه.و شخص جنایتکار که در فکر خودش به دنبال آزادیه،در حقیقت یک زندانی محض در این دنیا محسوب می شه.
مفهوم دیگری که در این شعر کریس بهش اشاره شده،اینه که آدم باید شکرگزار داشته هاش باشه،و همیشه و در همه حال،از خداوند به خاطر چیزهایی که داره،شکر کنه،و دائم در فکر اون چیزهایی که
آرزوشونو داره،نباشه.فکر کنم شما هم این اعتقاد رو پیدا کردین که این تک ترانه،از آثار فوق العاده زیبای کریس هستش،امیدوارم یه روزی به خود آهنگ هم دسترسی داشته باشیم.




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -